15
10

47

1404 فروردین 15

2025 Apr 04

راه رهایی صنایع از خاموشی
چالش ناترازی انرژی در صنایع کشور


دنیای‌اقتصاد: چالش ناترازی انرژی در صنایع کشور، از پنج‌سال گذشته تاکنون وارد حادترین دوره خود شده است و صنایع دست‌کم در دوفصل سال (تابستان با کمبود برق و زمستان با کمبود برق و گاز) با این بحران دست و پنجه نرم می‌کنند. به عبارت دیگر، پایین بودن ظرفیت تولید پایدار برق پایه و برق مکمل در کشور و اولویت‌داشتن تامین برق نسبتا پایدار برای بخش خانگی و همچنین ادارات، حاشیه سود صنایع و فعالیت حداکثری ظرفیت‌‌‌های تولیدی‌‌‌شان، کشور را با چالش‌‌‌های متنوع‌‌‌تری روبه‌رو می‌‌‌سازد. به‌عنوان مثال، با کاهش حاشیه سود صنایع بزرگ (و حتی کوچک) به علت کمبود انرژی، در شرایطی که کشور به علت محدودیت‌های ناشی از تحریم، امکان تجارت آزاد و واردات کالاهای خارجی را ندارد، نخستین پدیده در طرف عرضه اقتصاد رخ می‌دهد و کمبود عرضه کالا به مثابه عارضه‌‌‌ای طبیعی سر برخواهد آورد. همچنین بسیاری از شرکت‌هایی که در بورس اوراق بهادار نیز حضور دارند، با چالش کاهش ارزش سهام روبه‌رو شده و هم خود بنگاه‌‌‌ها و هم سهامدارانشان دچار افت ارزش حقیقی دارایی‌‌‌ می‌‌‌شوند.                                                       گسل بزرگ ناترازی
صنعت برق کشور هم‌اکنون، صرف‌نظر از تعهدات برون‌‌‌مرزی و صادراتی، با چالش ناترازی ۱۶ تا ۲۰‌هزار مگاواتی مواجه بوده و این نیاز به طور طبیعی با رشد سالانه ۱۰درصدی همراه است و به این معناست که با عدم‌سرمایه‌گذاری بخش خصوصی و دولتی در این زمینه، این ناترازی تشدید خواهد شد. به عبارت دیگر، با وجود چالش فقدان سرمایه‌گذاری در شرایطی که نرخ استهلاک در کشور همچنان سیر صعودی دارد و نرخ تشکیل سرمایه ثابت فیزیکی با نرخ‌های به‌شدت منفی دست به گریبان است، بیم این می‌رود که چشم‌‌‌اندازی برای سرمایه‌گذاری‌‌‌های گره‌‌‌گشا و برون‌‌‌رفت از ناترازی شدید وجود نداشته باشد. سرمایه‌گذاری موردنیاز برای تولید هر هزار مگاوات برق در مجتمع‌‌‌های نیروگاهی، دست‌کم به ۵۰۰میلیون یورو بالغ می‌شود و این در شرایطی است که حجم کل سرمایه‌‌‌های خارجی مستقیما واردشده به کشور در سال (FDI) زیر یک‌میلیارد یورو است و معمولا همین مقدار هم صرف توسعه میادین نفتی و گازی می‌شود. این میزان سرمایه برای جبران ناترازی فعلی با فرض عدم‌افزایش مصرف برق در کشور (که تقریبا محال است) با توجه به شرایط پیچیده اقتصادی و سیاسی کشور تقریبا ناممکن به نظر می‌رسد و جذب ۱۰میلیارد یورو سرمایه برای احداث نیروگاه در ایران، چندان با افق‌‌‌های قابل رصد پیش‌روی اقتصاد ایران، همخوانی ندارد. بسیاری از صنایع اساسا با این سوال روبه‌رو هستند که در فضای مبتلابه تنگناهای مالیاتی کنونی و قیمت‌گذاری دستوری، چگونه خواهند توانست با این چالش دست‌وپنجه نرم کنند و نوار حاشیه سود خود را از ضرر تحمیلی بیشتر مصون نگه دارند؟

زیان بورسی ناشی از خاموشی
قطعی مستمر برق در کشور در شرایطی رخ می‌دهد که صنایع حاضر در تالار بورس، به همین دلیل به سرخ‌شدن نمادهای خود در تابلوی بازار سرمایه دچار می‌‌‌شوند. یعنی هم سهامداران قربانی این وضعیت خواهند بود و با آب رفتن دارایی‌‌‌های خود مواجه می‌‌‌شوند و هم شرکت‌ها و صنایع بزرگ حاضر در بازار، از امکان تامین مالی فوری در بورس محروم خواهند ماند. ناترازی مهیب تابستانی در زمستان به دو ناترازی تبدیل می‌شود که هم تامین پایدار برق صنایع را با چالش مواجه می‌‌‌سازد و هم برای صنایع بزرگ وابسته به گاز چالش ایجاد می‌کند و رشد اقتصادی و صنعتی کشور را با اختلال جدی روبه‌رو می‌‌‌سازد. به‌عنوان مثال، فولادسازان برای تولید آهن اسفنجی و بریکت و بولت به‌شدت به گاز وابسته‌‌‌اند و هم مجتمع‌‌‌های پتروشیمی متانول‌‌‌ساز (که عمده‌‌‌ترین تامین‌کنندگان ارز ایران در شرایط تحریمی هستند) برای تولید متانول با کمبود گاز متان روبه‌رو می‌‌‌شوند. غیرواقعی بودن قیمت برق و گاز و سیطره داشتن دولت بر تمامی شئون تولید و توزیع این کالاهای استراتژیک سایه افکنده و باعث شده است تا این پتانسیل‌‌‌های کلیدی در اقتصاد ایران، به چشم اسفندیار فضای تولید و تجارت در این مملکت بدل شوند؛ به‌گونه‌‌‌ای که با دستوری بودن قیمت هر مترمکعب گاز و سرکوب قیمتی آن نسبت به فوب آمستردام، این کالای کلیدی بیش از ۷۵‌درصد از قیمت جهانی خود را از دولت یارانه می‌گیرد و همین باعث شده است تا تولید و توزیع گاز در ایران اقتصادی نباشد.

در حوزه برق نیز شرایط بهتری حاکم نیست و دولت قیمت هر کیلووات ساعت برق را با سرکوب دست‌کم ۸۰درصدی به یک چوب می‌‌‌راند؛ برای دولت قیمت هر کیلووات برق هیدروالکتریک با برق خورشیدی یا برق تولیدشده در نیروگاه‌‌‌های سیکل ترکیبی و گازی تفاوتی ندارد و همه را به یک قیمت می‌‌‌خرد. واضح و مبرهن است که هیچ شخص حقیقی یا حقوقی حاضر به سرمایه‌گذاری در این عرصه نمی‌شود؛ زیرا بازدهی سرمایه‌گذاری در این عرصه به‌شدت منفی خواهد بود.

نویسنده : مانابورس (تیم تحلیلی بورسی) 29 مرداد 1402
لوگو فوتر